خانه برچسب‌ها داستان 92

برچسب: داستان 92

داستان کوتاه عشقی عاشقانه من و زندایی الهام

  داستان کوتاه عشقی عاشقانه من و زندایی الهام این داستان که میخوام تعریف کنم، برمیگرده به خیلی وقت پیش تر ازاینا،موقعی که من همش ۷ سالم بود و عزیز دردونه دایی محسن.اون زمان هر پنجشنبه دایی می اومد خونه ما و شب بند و بساط شامو برمیداشتیم و با پیکان...

داستان کوتاه جالب دزدی از بانک

داستان کوتاه جالب و عبرت آموزِ دزدی از بانک آرشیو داستان های کوتاه پند آموز داستان ما اینطور شروع میشه که : در یک دزدی بانک در یکی از ایالات های آمریکا دزدی فریاد کشید : “تمام افراد حاظر در بانک ، از جاتون تکون نخورید ، پول مال دولت  است و زندگی...

مطالب جدید

مطالب تصادفی